محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

974

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

كنند و به همان طريق در آب بكذارند تا حل شود بعد از آن در شيشهء دهن كشادى كرده بر آتش كذارند تا آب تمام بسوزد و روغن بماند پس استعمال نمايند نوع ديكر بكيرند طلاى خالص دوازده مثقال و ورقهاى بسيار تنك سازند و نوشادر مصعد كه مكرر آن را تصعيد نموده باشند تا هفت مرتبه چهار توله و سيماب دو توله و درهم كنند و در تيزاب اندازند و بكذارند تا طلا حل شود و بعد از آن در شيشه نموده بطريق مذكور در آب كرم بكذارند تا طلا حل شود و روغن از آن برايد استعمال نمايند نوع ديكر كه طريقهء حكماى فرنگ است صنعت آن تيزاب پانزده توله نمك محرق سه توله و سه ربع توله نمك را در تيزاب انداخته در قاروره كنند و سر قاروره بموم بند كرده در سايه چهار روز نكاه دارند پس ورق طلاى خالص سه توله و سه ربع توله هم‌وزن نمك در آن داخل كرده بدستور سر شيشه را بند كنند و چهار روز ديكر در سايه كذارند ورقهاى طلا حل شده خواهد بود پس از قاروره براورده در كاسهء چينى كنند و كاسه را در ديك سفالى كه پر از آب باشد بنهند بدان قسم كه يك انگشت ته كاسه در آب فرو رود پس بر سر ديك سرپوش از سفال كذارند و اطراف آن را بخمير كيرند و خشك كنند پس بر آتش نهند تا تيزاب تمام خشك شود و طلاى محلول بماند كه عبارت از روغن طلا است ناصور و زخمهاى تازه و كهنه را عجيب الفعل است و طريق استعمال آن آنست كه بر كرد زخم از سر خلال از اين روغن خطى بكشند زخم را ملتحم و ملتئم سازد و بايد احتياط نمايند كه اين روغن اندرون زخم نرود كه باعث ورم ميكردد و عضو متورم مىشود صنعت تيزاب مستعمل در اين دهن شورهء قلمى دو جزو عقاب يك جزو كوفته در شيشهء كردن كج كرده تقطير نمايند و طريقهء احراق نمك آنست كه نمك را در ظرف سفالى كرده بر آتش نهند و در زير او آتش كنند و بر همزنند تا او از او برنيايد و تا او از كند خام باشد دهن ذهب بنوعديكر بكيرند ورق طلاى خالص و بياميزند در شش درم روغن مصطكى كه از قرع و ابنيق كشيده باشند و در قاروره كرده در سركين اسب دفن كنند تا چهل روز پس روغن را از بالاى آن جدا نمايند و ته‌نشين آن را در قرع و انبيق بطريق شراب نه‌آتشه بكشند خاصيّت اين دهن بسيار است و قواى حيوانى و نفسانى و طبيعى را مىافزايد و رنك رو را صاف ميكرداند و مبهّى و مشهّى است و خوردن آن را مضرت نه و از انواع سابق هيچ يك را نميتوان خورد و طريق شراب نه اتشه آنست كه سابقا ذكر يافت كه ظرفى را پر آب كنند و قرع را در آن كذارند و انبيق بر آن وصل نموده بر قابله وصل كنند و در زير ديك آتش ملايم برافروزند تا تقطر شود سفوف ذهب مشهور بسفوف جعفرخانى صنعت آن مشك دوازده توله ورق طلاى محلول چهارده توله عنبر اشهب پنج توله مرواريد ناسفته پانزده توله طباشير دوازده توله بطريق معمول سفوف نمايند و از يك رتى شروع نمايند تا دو ماشه به اين طريق كه تا سه روز روزى يك رتى و بعد از آن يك رتى زياده نمايند و سه روز ديكر سه رتى تناول نمايند و سه روز فى يوم چهار رتى ميل كنند همين قسم تا دو سه ماشه و به همين ترتيب كم كنند و بايد اين را با شربت به يا شربت سيب شيرين يا كلاب ميل نمايند و در ايّام سرما خوردن آن بهتر است و محرور المزاج را مضر و بارد المزاج رطب را مفيد جهت تقويت اعضاى رئيسهء معده و كرده و مثانه و باه ايشان نافع و بواسير و رياح و لينت طبع را زايل سازد فصل در بيان نسخ معاجين ذهب معجون ذهب جهت تقويت دل و قوّت مزاج صنعت آن عنبر اشهب يك مثقال ورق طلا يك مثقال مشك يك درم شربت فواكه شيرين بيست مثقال نبات سفيد عسل مصفّى بالمناصفه از هريك چهل مثقال على الرّسم معجون سازند معجون ذهب ديكر اقوى از اول صنعت آن ورق طلا يك توله عنبر اشهب يك توله مشك خطائى زعفران از هريك يك مثقال مرواريد ناسفته سه مثقال عطر كلاب نيم مثقال عرق بيد مشك پنجاه مثقال كلاب نيم سير عسل مصفّى قند سفيد بالمناصفه از هريك پنجاه مثقال شربت سيب شيرين سى مثقال على الرسم معجون سازند معجون ذهب نوع ديكر صنعت آن تخم خشخاش دو توله تخم فرنجمشك كاوزبان كل كاوزبان خولنجان از هريك يك توله تخم كاسنى لسان العصافير بهمن سرخ از هريك دو توله زعفران صمغ عربى ورق طلاى محلول از هريك نيم مثقال ربّ انار شيرين ده توله انيسون يك مثقال ربّ سيب شيرين سه توله اجزا را نيم كوفته در دو اثار آب زردك يك شبانه روز بخيسانند و بجوشانند و صاف نموده با دو چندان قند بقوام اورند عنبر ورق نقره محلول از هريك يك توله مشك ششماشه اضافه نموده موافق مزاج استعمال نمايند و اين فى الحقيقه شربت است معجون ذهب قسم ديكر صنعت آن ورق طلا يك توله عسل سفيد مصفّى هفت توله رب فواكه شيرين چهار توله ربّ سيب شيرين چهار توله عسل را با رب در ديك كرده بقوام اورند و ورق طلا را ريزه‌ريزه كرده در آن انداخته بتيرى كه از چوب صندل سفيد باشد ضرب بزنند به حدى كه ورق طلا در آن مضمحل شود پس اكر قرص عنبر باشد كوبيده بران بپاشند بهتر و الا عنبر يك توله و ربع حل نموده در آن داخل نمايند و معجون سازند شربتى نه ماشه و اين معجون بسيار مبرود المزاج را نافع و محرور المزاج را مضر و اين نيز حكم شربت دارد نه معجون معجون ذهب حكيم على كيلانى صنعت آن نبات هفتاد مثقال عسل سفيد مصفّى بيست و پنج مثقال آب سيب شيرين پانزده مثقال بقوام آورده ورق طلاى محلول دو مثقال و نيم عنبر اشهب مشك تبتى از هريك يك مثقال و يك دانك و نيم داخل كرده برهم زنند كه خوب مخلوط شود به كار برند بنسخهء ديكر ورق طلا يك درم و نيم عنبر اشهب يك درم و يك دانك و نيم مشك تبتى دو دانك نبات سفيد بيست درم عسل مصفى هفت درم آب سيب شيرين چهل درم كلاب سى و پنج درم بدستور مقرر معجون سازند شربتى دو مثقال [ معجون ذهب حكيم الملك اردستانى ] معجون ذهب حكيم الملك اردستانى كه به جهت حضرت ظل الهى پادشاه غازى محمّد اورنك زيب عالم كير ترتيب داده صنعت آن ياقوت رمانى لعل بدخشى مرواريد ناسفته بزرك دانهء غلطان آبدار از هريك چهار مثقال و نيم مشك تركى خالص يك مثقال عنبر اشهب دو مثقال و نيم زعفران دو مثقال ورق طلاى محلول پنج مثقال و شربت فواكه شيرين آب انار شيرين آب سيب شيرين آب به شيرين از هريك چهار رطل عسل مصفّى بيست و پنج مثقال نبات سفيد دو رطل عرق بيدمشك دو رطل كلاب سه رطل عرق كل كاوزبان را در كلاب و عرق بيدمشك كشيده باشند وزن كل كاوزبان بيست و پنج مثقال بدستور مقرّر معجون سازند معجون ذهب تركيب حكيم عماد الدين محمود صنعت آن سنبل الطيب سعد كوفى از هريك دوازده مثقال عود هندى سه مثقال عنبر اشهب دو مثقال مشك تركى يك مثقال ورق طلا ورق نقره از هريك سى عدد قند سفيد يا نبات سفيد هركدام كه باشد سه وزن مجموع ادويه را بدستور مقرّر معجون سازند شربتى دو درم بعد از دو ماه كه مزاج كرفته باشد استعمال نمايند [ معجون ذهب تاليف حكيم الملك سيد على نقى خان ] معجون ذهب تاليف حكيم الملك سيد على نقى خان قدّس سرّه تقويت قلب و دماغ نمايد و باه را بيفزايد صنعت آن ياقوت رمانى لعل بدخشى مرواريد ناسفته مرجان قرمزى كهرباى شمعى از هريك يك درم ورق طلا چهار درم ورق نقره عنبر اشهب زعفران از هريك دو درم شربت فواكه شصت و چهار مثقال نبات سفيد سى و دو مثقال ورق طلا ورق نقره را در ميان شربت فواكه خوب حلّ نمايند بعد از آن نبات و عسل را بقوام آورده بسرشند و معجون سازند شربتى از نيم مثقال تا يك مثقال كتاب الرّاء المهملة باب الرآء مع الالف